Instagram Instagram

باران سلامت می کند

دوست دارم من باشم و

یک روز سرد ِ بارانی

خدایی هم باشد

و هوایی آغشته

به اشک های آسمانی

در دیاری از سرسبزی و دلداده ی علوی

زیر باران روم

در کنار نازنین مردمانم

بدون هیچ چتر و بارانی!!!

هر چه باشی

چه خوب، چه بد

باران با نوای نمناکش

سلامت می کند!!!

*** *** ***

پی نوشت: این شعر محصول مشترکی بین اینجانب و یکی از دوستان شاعر توانمند کشورم، مهندس حمید مظلومی عزیز هست. که اگر او یاری ام نمی کرد نمی توانستم این ایده را در قالب شعر به نگارش در بیاورم.

درباره آنچه که می نگارم
مشترک وبگاه سلیم النفس شوید

    آدرس ایمیل خودتان را بگذارید تا آخرین مطالب «سلیم النفس» به صورت خودکار برایتان ایمیل شود.

نـوا و نـما

به مناسبت دوازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم مهندس سید مسیح سلیم بهرامی نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی

کلیپ شماره یک

کلیپ شماره دو


نماینده مردم شهرستان ساری و میاندرود در دوره ششم مجلس شورای اسلامی

کلیک نمایید

آرشیو تاریخی

انقلابهای منطقه و سفر ما به عربستان سعودی

جمعه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۰، ۰۸:۲۶ ب.ظ

چند ماه پس از آغاز انقلابهای منطقه، سفری به عربستان سعودی داشتم.سفری معنوی و خاطره انگیزی که جزء یکی از بهترین سفرهایم می توانم از آن یادکنم. در این سفر با افراد گوناگون و با رنگ و نژادهای متفاوتی برخورد داشتم و سعی من بر آن بود تا بتوانم از این سفر استفاده کاملی ببرم. نکته جالب حضورم در مکه و مدینه جو بیداری اسلامی حاکم بر این شهرها بود، بطوریکه خدمتکاران هتل ما اغلب یمنی بودند و تا نظرشان را در مورد پادشاهشان می پرسیدیم، با التهابی خاص ، ارحل را ضمیمه اسم نحس آن ملعون می کردند. مخصوصا این یمنی های با خوی آرامشان آنچنان مشتشان را گره می کردند و با تمام قدرت ،ارحل علی عبدالله صالح را بیان می کردند!

هر چند، نمونه هایی از این قبیل در طول سفر زیاد به چشممان می آمد ولی این نمونه برایم بسیار جالب توجه بود. قضیه از این قرار بود که برای خرید باید به مرکز شهر مکه می رفتیم. به همین منظور تاکسی ای به 15 ریال صعودی کرایه کردیم. راننده آن یک مصری دو آتیشه و خونگرم بود. همینکه از او در مورد حسنی مبارک سوال کردم، صورتش را برگرداند و با قیافه ناراحت به اشاره چند آب دهانی به بیرون انداخت (در حالیکه به نمایش این کار را انجام داده بود و نیانداخت)! و پشت سرش هر چه دلش خواست نصیب این ملعون کرد و جالب اینجا بود که به عربی بیان می کرد و ما هم اصلا چیزی از عربی به طور کامل سر در نیاوردیم!!

اما مردم بحرین چه سختی و مشقتی می کشند...وقتی از آنها سوال می کردیم، تنها آهی می کشیدند و بس ...

انشاالله صبح پیروزی نزدیک است...

 

پی نوشت: تصویر زیر مرا به سالهای کودکی ام می برد...شاید هر کس بتواند از این تصویر یک برداشت خاص خودش را داشته باشد، ولی به نظرم بهترین برداشت از آنرا می توان به خیرخواهی دو مرغابی و همکاری آنان برای نجات یک لاک پشت مانده در یک آبگیر اشاره کرد(فارغ از هدف اصلی داستان) که دو مرغابی با تکه ای از یک چوب لاک پشت را از آبگیر خشک شده نجات می دهند....

دیگر به روزهای پایانی سال نزدیک می شویم، بیاییم به همدیگر کمک کنیم تا شادی روز اول عید نصیب همگان شود، حتی با یک کار بسیار ناچیز....

 

تعداد نظرات (۳)

۲۲ اسفند ۹۰ ، ۰۸:۴۷ بانوی بی نشان
سلام خدمت شما ممنونم از محبت و لطف شما شما خوب هستید الحمدالله ؟
بهرمند شدم
تجدید خاطرات کردی سید؟؟!
سلام احوالتون
جمعه های انتظار چه تلخ از پی هم میگذرد خدا کند که این جمعه، جمعه ظهور باشد
ممنون از حضورتون درووبلاگم بازهم منتظرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پیشنـهاد سـلیم النفس!

پدر...

مسیح عشق و جوانمردی

نوروز با عطر گل یاس

یک جامانده از اربعین

ما آمده ایم!

فدای چشمان گریان مادر شهید گمنام

سید مسیح در اوج به اوج آسمان ها رفت

سفر به انتهای صفر

نلسون ماندلا | Nelson Mandela

بلندترین شب تاریخ

امنیت ما در نگاه اقتصادی آقای رئیس جمهور

باران سلامت می کند

محرم در تکرار معنا پیدا می کند

میم مثل مادر، میم مثل مرضیه زهرا (س)

آقای اوباما! به فال حافظ عمل بنما!

جاده جنگ

نوروز نامه

نماینده ای که چپ و راست او را سلیم النفس می دانستند!

مرد روزهای خاکستری! تو را دوست داریم!

نینوا با نام حسین (ع) کرب بلا گشت

راستش را بگو

آیا من در میدان مبارزه، همان مهره سرباز در صفحه ی شطرنجم؟

شاه بی شین

آنقدر در خورشید زل بزنید تا چشمانتان بسوزد!

اقتصاد مقاومتی حتی در دوران مشروطیت

نماینده ساری: خیابان های ساری مال زمان ارابه وگاری بود!

به نام جوانگرایی ، به کام بازنشستگان

خرداد، آغازگر تفکر سلیم بهرامیست!

تفاخر فرهنگی یا اجبار فرهنگی ، مسئله اینست؟

حقانیت اسلام

بیایید یک هفته، بطور آزمایشی به این حدیث عمل کنیم!

به خدا مادرم، حضرت زهرا(س) را از این خطبه شناختم!

در سال « تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» ، به چه مواردی توجه کنیم؟

من شخصا اعلام می کنم به این فرد در انتخابات رای نمی دهم !

چرا سلمان رشدی باید بمیرد؟

مسیحای عشق و جوانمردی

ای دو سه تا کوچه زما دورتر ، ای شهیدان زنده ، سلام

سید مسیح تو را نماد چه بخوانم؟

سید مسیح

مهندس سید مسیح سلیم بهرامی

سلیم بهرام برفی

تمام مطالب نوشته شده در سلیم النفس، مختص به این سایت بوده و هرگونه باز انتشار آنها فقط با کسب اجازه و ذکر منبع و درج لینک بلا مانع است.
Copyright 2007-2013,Website and Publishing Rights Reserved By Salimonafs.IR ©